تبليغاتX

๑۩۞۩๑ Anjlas ٍِِِِِِِِِِ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ Anjlas ٍِِِِِِِِِِ๑۩۞۩๑

اسطــوره عاشقـــی نمـاد دلـدادگــی

 گل اگر خار نداشت

دل اگر بی غم بود

اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود

زندگی/ عشق/ اسارت/ قهر/ آشتی/

 همه بی معنا بود

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط A.Amini |


مینو

هنوزم رسم دنیا بی وفائیست

هنوزم جرم آدم هم صدائیست

کبوتر با کبوتر، باز با باز

هنوزم رسم پرواز آشنائیست

هنوزم عاشق و معشوق، تنها

هنوزم درد عاشق ها جدائیست

چه قانونی ! چه وجدانی ! چه جرمی !

هنوزم دل شکستن بی گناهیست.

مینو

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط A.Amini |


 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

يا مقلّب القلوب و الأبصار، يا مدبّر الليل و النّهار، يا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهم صلّ على على‏بن‏موسى‏الرّضا المرتضى الامام التّقى النّقى.

اجازه ميخواهم پيشاپيش عيد نوروز را به همه شما هموطنان

عزيز تبريك بگويم واميدوارم 12 ماه شادي , 52 هفته خنده , 365

روز سلامتي ,8760 ساعت عشق ,525600 دقيقه بركت ,

31536000 ثانيه دوستي پيش رو داشته باشيد

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلورسکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید باز لیلای بهار
باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان
باز باران بهارباز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود
باز اسفندو گلاب باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسودباز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
*
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید
*
لیک در این همه رنگ
لیک در این همه نور
سهم من هم این شد
که بمانم دلتنگ
و نباشم مسرور

*
باز تحویل سکوت
باز شمعی واژگون
باز اشکی در دو چشم
باز بغضی در گلو
*
باز تندیس بهار
مشت می کوبد به در
پنجره فریاد کرد
او نیامد از سفر
باش تا سال دگر
باش تا سال دگر

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 8:18 قبل از ظهر توسط A.Amini |


هميشه تو روي هر پله اي كه ايستاده باشي

خدا روي پله بالاتر است

نه براي اينكه بگه اون خداست و تو بنده

بلكه براي اينكه

هميشه

دستت تو دستش باشه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 7:28 قبل از ظهر توسط A.Amini |


يار ما را از جدايي غم نبود

در غمش مجنون عاشق كم نبود

 بر سر پيمان خود محكم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من ديوانه پيمان ساده بست

ساده هم آن عهد وپيمان را شكست

بي خبر پيمان ياري را گسست اين خبر ناگاه پشتم را شكست

آن كبوتر عاقبت از بند رست

 رفت وبا دلدار ديگر عهد بست

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط A.Amini |


واسه گلم

ازطرف اوني كه تنهاست

تنها اومده

تنها ميره

تنها ميزارنش

تنها نميزاره

تنها يه آرزو داره

اونم اينه كه تو تنهاش نذاري

واسه گلم

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط A.Amini |


 ما زياران ...

هيچ كس اشكي براي ما نريخت

هركه با ما بود ازما ميگريخت چند روزيست حالم ديدنيست

حال من از اين وآن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل ميزنم

گاه بر حافظ تفأل ميزنم

حافظ ديوانه فالم را گرفت

يك غزل آمد كه حالم را گرفت

ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم .

ما زياران ...

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط A.Amini |


نفرين

يه روز مادرم منو نفرين کرد و گفت:

 الهي درد بي درمون بگيري. نفرينش گرفت و عاشق شدم

همين

نفرين

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط A.Amini |


زندگي چه نا شكيباست ...

چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ
وغم انگیز است دور از
تو بودن برای تو گریستن وبه عشق ودنیای تو
نرسیدن
ای کاش میدانستی بدون
تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست

زندگي چه نا شكيباست ...

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط A.Amini |


بزرگترين...

بزرگترين گناه : سکوت،

بزرگترين شجاعت :دوست داشتن،

بزرگترين سرمايه : يار،

بزرگترين بلا : فريب ،

بزرگترين اسرار : صداقت،

بزرگترين افتخار : عاشق شدن

بزرگترين ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط A.Amini |